رفتن به بالا

تنها سایت خبری منطقه ترشیز که شامل شهرستانهای کاشمر،خلیل آباد و بردسکن می باشد که این سایت زیر نظر دفتر خبرگزاری صداوسیما می باشد

تعداد اخبار امروز : 10 خبر


  • یکشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۹
  • الأحد ۱ شوال ۱۴۴۱
  • 2020 Sunday 24 May
-١٨(°C)
وزش باد (mph)
فشار (in)
محدوده دید (mi)
اشعه فرابنفش -
رطوبت (in)
"قنبرخوانی" رسم دیرینه مردم کاشمر در شب‌های قدر

مراسم قنبرخوانی که یکی از قدیمی ترین گونه نمایش‌های آهنگین است و به ابتکار ایرانیان خلق شده است، سال‌های سال است که در شب‌های ماه مبارک رمضان به ویژه در شب‌‎های احیاء مهمان مردم کاشمر در خراسان رضوی است.   به گزارش خبرنگار ترشیزخبر ازکاشمر ماه مبارک رمضان در شهرستان کاشمر همچون دیگر نقاط ایران […]

مراسم قنبرخوانی که یکی از قدیمی ترین گونه نمایش‌های آهنگین است و به ابتکار ایرانیان خلق شده است، سال‌های سال است که در شب‌های ماه مبارک رمضان به ویژه در شب‌‎های احیاء مهمان مردم کاشمر در خراسان رضوی است.

 

به گزارش خبرنگار ترشیزخبر ازکاشمر ماه مبارک رمضان در شهرستان کاشمر همچون دیگر نقاط ایران اسلامی با آداب و رسوم ویژه‌ای همراه است که همین آداب و رسوم، شور و حال خاصی به این شهرستان در این ماه مبارک داده است.

آداب و سنن ماه مبارک رمضان در بین مردم کاشمر

منطقه خراسان رضوی، از جمله آداب ماه مبارک رمضان در روستا‌های کاشمر و به ویژه در میان افراد قدیمی‌تر این است که چند روز مانده به آغاز ماه مبارک، مردم به پیشواز ماه رمضان می‌روند به این طریق که روستاییانی که فاصله محل زندگی آنان با شهر زیاد است و در صورت آمدن به شهر در ماه رمضان نمی‌توانند روزه بگیرند، چند روز مانده به فرارسیدن ماه رمضان به شهر می‌آیند و مایحتاج خود را برای یک ماه تهیه می‌کنند تا مجبور نباشند در ایام ماه مبارک به شهر بیایند.

همچنین زنان غالباً در آستانه ماه مبارک رمضان خانه تکانی مختصری انجام می‌دهند تا در طول ماه مبارک مجبور به رفت و روب خانه نشوند.

«قنبر خوانی» آئین دیرینه مردم کاشمر در عزای امیرالمؤمنین(ع)

خراسان رضوی، این تعزیه نوعی مصیبت خوانی در رثای امیرالمومنین (ع) است و یکی از وجوه تلفیق هنر موسیقی و نمایش در خدمت آیین‌های دینی است.
هنوز قنبرخوانانی حضور دارند که نقل قنبرخوانی را سینه به سینه آموخته اند و حدیث عشق قنبر به مولا را هر رمضان برای عشاق و ارادتمندان به امام علی (ع) بازگو می‌کنند.
یکی از جذاب‌ترین برنامه‌ها در مسجد جامع برپایی مراسم تعزیه با عنوان «قنبرخوانی» است که پس از اتمام مراسم عزاداری و سینه‌زنی عزاداران، در کاشمر آغاز می‌شود.
قنبرخوانی نوعی نمایش آئینی در اشکال آوازی به شمار می‌رود که معروف به قنبر غلام حضرت علی علیه السلام و به عبارتی شرح حال او و ارادتش به مولا امیرالمومنین (ع) است. قنبر بر اثر شنیدن خبر شهادت مولا خشت بر سر می‌کوبد و این اشعار و مراثی را می‌سراید.
در روایات آمده است، “قنبر” غلام وفادار امام علی (ع) هنگامی از ضربت خوردن آن حضرت به دست ابن ملجم آگاه می‌شود، پشت در خانه ابوتراب خشت‌های خانه را به سر می‌کوبد و به ندبه و عزاداری می‌پردازد، آن قدر که از حال می‌رود و بی هوش می‌شود.
در این نمایش آیینی یک شبیه قنبر، غلام امام علی (ع) در صحنه‌ای کنار یک در می‌نشیند و با مولای خود راز و نیاز می‌کند و حوادث و وقایعی که بر ایشان رفته را یادآور می‌شود. این نوع تعزیه بیشتر در روز‌های هفدهم تا بیست و سوم ماه مبارک رمضان برگزار می‌شود. نکته مهم این است که تنها مردان مراسم قنبرخوانی نداشتندو یک نوع قنبرخوانی در میان بانوان نیز به اجرا در می‌آمده است.
در برخی از بخش‌های ایران قنبرخوانی به صورتی دو نفره نیز برگزار می‌شده است، دربعضی از اشکال این آیین، فردی در نقش قنبر و فردی در نقش امیرالمومنین (ع) به اجرای تعزیه می‌پردازند، قنبر از ابتدای حرکت به سمت منزل امام علی (ع) اشعاری در مدح و منقبت سیدالاوصیاء می‌خواند و حاضران نیز با ذکر صلوات و نیز تکرار برخی ابیات، او را همراهی می‌کنند و نهایتا با رسیدن به درب خانه امیرالمومنین (ع) با حالتی ویژه به دیدار و ملاقات حضرت که پس از ضربت خوردن در بستر بیماری افتاده است می‌شتابد، این قسمت از برنامه که بینندگان را به شدت متاثر می‌کند، معمولا با آه و فغان و گریه شدید حضار همراه می‌شود و حالتی بسیار حزن انگیز را در محفل ایجاد می‌کند.
در یکی از روستا‌های کوهسرخ کاشمر در شب شهادت حضرت علی (ع) شخصی لباس قنبر پوشیده و باکشکول و با حالت غم و اندوه و عزاداری به پشت حسینیه یا مکان عزاداری می‌آید و درب حسینیه را می‌کوبد و اشعاری را زمزمه می‌کند.
در این حال شخصی از درون حسینیه با زبان حال حضرت زینب برخاسته و با چشمانی اشک آلود و گریه جواب می‌دهد و سوال و جواب می‌کنند که در اصطلاح شبیه خوانی به آن «مصرع» می‌گویند.

 شب خوانی در ماه مبارک رمضان


در رابطه با سحر‌های ماه مبارک رمضان در کاشمر باید گفت در گذشته که وسایل ارتباط جمعی کم بود، به ویژه در روستا‌های کاشمر، معمولاً دومرحله شب خوانی وجود داشت مرحله اول با دهل و شیپور و یک ساعت و نیم مانده به اذان صبح آهنگی معروف به آهنگ «ابوعطا» نواخته می‌شد و مردم که آهنگ ابوعطا را می‌شنیدند متوجه می‌شدند که شب خوانی اول است و یک ساعت و نیم تا اذان صبح مانده، نیم ساعت بعد هم با آهنگی معروف به آهنگ حجاز شب خوانی انجام می‌شد و مردم می‌فهمیدند که یک ساعت به اذان مانده است و آخرین شب خوانی هم از یک ربع به اذان با قرائت دعای سحر آغاز می‌شد و موذن‌ها برای شب خوانی و گفتن اذان به بلندترین نقطه مسجد، تکیه و یا آب انبار می‌رفتند.

مردم علاوه بر قرائت دعا این اشعار را می‌خواندند: «شب خیز که عاشقان به شب راز کنند، گرد در و بام دوست پرواز کنند، هر جا که دری بود به شب می‌بندند، الا در دوست را که شب باز کنند.

گاهی بچه‌ها مأمور می‌شدند که دق الباب کنند”کوبیدن درب” و در منازل همسایه‌ها در بزنند یا از پنجره همسایه‌ها را برای بیدار شدن و سحری خوردن صدا بزنند.

در این میان افردای که از صدای خوشی برخوردار بودند سحر خوانی می‌کردند که محتوای آن مناجات بود.

 

بیشتربخوانید؛ اجرای آیین کهن “شوخوانی” در کاشمر

علی اکبر روشندل یکی از ریش سفیدان و پیشکسوتان آیین شب خوانی در گفت و گو با خبرنگار گروه استان های باشگاه خبرنگاران جوان از مشهد، با بیان اینکه اکنون هفتاد رمضان از عمرش می‌گذرد و بیش از ۳۵ رمضان را سحر خوانی کرده، می گوید: حدود ۴۰ سال به عنوان مؤذن در مسجد جامع اذان می‌گفتم و قبل از اینکه بلندگویی در محل باشد، همواره بر پشت بام مسجد می‌رفتم و حدود نیم ساعت تا چهل دقیقه سحر خوانی می‌کردم.
او می افزاید: این وظیفه در ماه رمضان همگانی بود و هر کسی به هر نحو تلاش می‌کرد دیگران خواب نمانند، برخی طبل می‌زدند و سحر خوانی می‌کردند، برخی در مسیر کوچه‌ها چلک زنی می‌کردند، برخی در منازل همسایه‌ها را می‌زدند و برخی همسایه‌ها نیز همدیگر را صدا می‌زدند.
این پیشکسوت منقبت خوان ادامه می دهد: آن زمان مردم هنگام سحر غذای سحری درست می‌کردند بانوی خانه مشغول پخت و پز و آماده کردن سحری می‌شد و مرد خانه هم این فرصت را به خواندن قرآن یا ذکر تسبیح خداوند متعال اختصاص می‌داد و بچه‌ها را کمی دیرتر بیدار می‌کردند به همین جهت دو یا سه ساعت قبل از اذان صبح همه چراغ‌ها روشن بود.
روشندل بیان می کند: بعد از اذان صبح کمتر کسی می‌خوابید و صدای خواندن قرآن از اغلب خانه‌ها به گوش می‌رسید، مناجات می‌کردند یا برای اینکه بتوانند در گرمای تابستان زودتر کار خود را تمام کنند، مشغول کار‌های روزانه خود می‌شدند.
او تصریح می کند: اکنون سحرخوانی در رادیو و تلویزیون جایگاهی دارد و مردم دیگر زمان طولانی را برای سحر و اذان صبح بیدار نمی‌مانند و اغلب یک ساعت قبل از اذان صبح با وسایل ارتباط جمعی یا کوک کردن زنگ تلفن‌های همراه و ساعت‌های زنگدار بیدار می‌شوند و غذایی را که از قبل تهیه کرده اند در این فرصت کوتاه صرف می‌کنند و بعد از نماز صبح نیز اغلب به خواب می‌روند.
حال این روز‌ها دیگر صدای نجوای پیرمردان و ریش سفیدان، تلاوت قرآن جوانان و نوجوانان و میان سالان کمتر به گوش می‌رسد.

برگزاری جلسات قرآن در کاشمر

روز‌های ماه مبارک رمضان در کاشمر، مردم در هر کوچه و محله‌ای و در یک ساعت مشخص و هر روز در منزل یکی از همسایه‌ها جمع می‌شوند و یک جزء قرآن تلاوت می‌کنند و در روز آخر ماه هر یک مقداری آجیل و شیرینی و سکه با خود می‌برند و این‌ها را روی هم می‌ریزند و سپس هر کدام یک سوره از جزء سی‌ام را می‌خوانند و آرزو دارند که سوره توحید به آن‌ها برسد، در نهایت آن زنی که قرائت سوره توحید به او می‌رسد باید بعد از ماه مبارک رمضان باقی زنان را به صرف آشی با عنوان «آش قل هوالله» دعوت کند.

در پایان این جلسه هر یک مقداری از آجیل‌ها را به عنوان تبرک با عنوان «آجیل سر قرآن» و سکه را هم با عنوان «پول برکتی» بر می‌دارند که در جیب یا کیف پول خود نگهداری می‌کنند.

مرد‌ها هم در بیشتر مساجد و تکایا دوره قرآن دارند که البته بیشتر شب‌ها و بعد از افطار برگزار می‌شود.

درباره برگزاری جلسه‌های قرآنی که یکی از ویژگی‌های برجسته ماه رمضان است، باید گفت که این جلسه‌ها در کاشمر از رونق فراوانی برخوردار است.

در ماه مبارک رمضان به هر کوی و برزن کاشمر که سر بزنید با یکی از جلسه‌های قرائت قرآن مواجه می‌شوید، ترکیب سنی شرکت‌کنندگان در جلسات مختلف است، برخی جلسه‌ها را بیشتر افراد مسن تشکیل می‌دهند، اما در جلسه‌هایی مانند جلسه قرائت قرآن انجمن قاریان قرآن مهدیه صاحب الزمان (عج) که توسط استاد ناظمی از قاریان ممتاز شهرستان اداره می‌شود، شرکت‌کنندگان را نوجوانان و تعدادی از جوانان تشکیل می‌دهند.

در میان جلسات قرآن موجود در سطح شهر کاشمر، جلسه‌های فامیلی از لطف خاصی برخوردار است، جلسه‌هایی وجود دارد که در ماه مبارک رمضان هر شب در منزل بزرگتر خانواده و یا هر شب در منزل یکی از خواهران و برادران تشکیل می‌شود و به این ترتیب علاوه بر به جا آوردن سنت حسنه صله رحم، آیات روح بخش قرآن مجید تلاوت می‌شود، گردآمدن اعضای یک فامیل در کنار هم، تاثیرات مثبت انکارناپذیری دارد که وقتی همراه با ذکر و تلاوت کتاب خدا نیز باشد تاثیرات مثبت آن دو چندان می‌شود.

مردم کاشمر در این ایام بر اساس یک سنت دیرینه نسبت به پخت نان جو اقدام می‌کنند و با در زمان افطار از نان جو استفاده می‌کنند، عده‌ای نیز میزان بیشتری نان جو تهیه و در بین نمازگزاران مساجد توزیع می‌کنند.

در روز بیست و یکم ماه مبارک رمضان و سالروز شهادت امام اول شیعیان نیز مراسم ویژه‌ای در کاشمر برپا می‌شود، به این ترتیب که جمعیت انبوهی ظهر این روز در نماز جماعت ظهر و عصر مسجد جامع حاضر می‌شوند و همزمان جمعیت چشمگیری نیز در حسینیه حیدری جمع می‌شوند و در قالب چند دسته بزرگ عزاداری از محل حسینیه حیدری در سطح خیابان‌های شهر به سمت مسجد جامع حرکت می‌کنند و در آنجا مورد استقبال نمازگزاران و مسئولان شهرستان از جمله امام جمعه کاشمر قرار می‌گیرند.

نمازگزاران حاضر در مسجد جامع نیز فضا را برای هیئت حیدری باز می‌کنند پس از ورود آن‌ها به مسجد، برنامه‌ها را در اختیار مداحان و عزاداران هیئت حیدری قرار می‌دهند و این عزاداران نیز با سوز و حال خاصی عزای امیرالمومنین علی (ع) را اقامه می‌کنند. مراسم تعزیه با عنوان «قنبرخوانی» آغاز می‌شود.

مراسم افطاری و احیا شب های قدر در جوار امام زادگان

در واقع باید گفت مردم کاشمر به افطاری دادن علاقه بسیار دارند به خصوص اینکه به همین بهانه صله رحم هم انجام می‌دهند و اقوام و خویشان کنار هم جمع و از احوال هم با خبر می‌شوند.

در این ماه همچنین مردم به مستضعفان و یتیمان توجه ویژه‌ای دارند و با توجه به اینکه در کاشمر اماکن زیارتی فراوانی وجود دارد مردم در روز‌های جمعه همچنین روز‌های شهادت امیرالمومنین (ع) در سیدمرتضی (ع) یا باغ مزار و یا در مزار شهید مدرس (ره) افطاری می‌دهند و به ویژه کسانی که نذر دارند و یا کسانی که قصد دارند فرزندان خود را عقیقه کنند گوسفندی را ذبح و گوشت آن را بین فقرا تقسیم می‌کنند و یا آن را می‌پزند و در سیدمرتضی (ع) یا باغ مزار افطاری می‌دهند.

کسانی هم که استطاعت مالی لازم برای افطاری دادن ندارند، خود را از این فیض محروم نمی‌کنند. به این ترتیب که یک جعبه خرما تهیه می‌کنند و بعد از نماز مغرب و عشا بین نمازگزاران مسجد توزیع می‌کنند و به این گونه به حدیث پیامبر اکرم (ص) مبنی بر اینکه حتی یک خرما افطاری بدهید، عمل می‌کنند.

از جمله رسم‌های مردم این دیار پختن آش توسط زنان و توزیع بین خویشان و اقوام و همسایه‌ها در ساعاتی قبل از افطار است، عصر روز آخر ماه رمضان والدین اعم از پدر یا مادر به ازای هر یک نفر از اعضای خانواده خود یک من گندم و یا معادل آن پولش را کنار می‌گذارند و هنگام افطار دست به دست بین اعضا فطریه می‌چرخد و با رسیدن به دست پدر او فطریه را به فردی مستحق می‌دهد.

کودکان هم در این ماه مبارک حال و هوای خاص خود را دارند و والدین هم سعی می‌کنند در این ماه کم کم فرزندان خود را به روزه گرفتن عادت دهند و به این ترتیب کودکانی که سن و سال کمتری دارند تا ظهر روزه می‌گیرند که در زبان محاوره‌ای به آن «روزه کله چغوکی» گفته می‌شود همچنین والدین به فرزندانی که در آستانه سن تکلیف هستند وعده می‌دهند که اگر روزه بگیرند برایشان هدیه می‌خرند.

در پایان ماه مبارک رمضان و در روز عید سعید فطر نیز نماز عید، باشکوه خاصی و با حضور ده‌ها هزار نفر از مردمی که یک ماه به روزه‌داری و عبادت پرداخته‌اند در محل زیارتگاه شهید مجاهد آیت الله سیدحسن مدرس (ره) برگزار می‌شود.

گزارشگر:محمدجواددربانی

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

نگاهی به تاریخ

نگاهی به روستای مغان و اردوی ۴۰۰ سال پیش شاه عباس صفوی در این روستا

روستای مغان از توابع بخش مرکزی شهرستان کاشمر در استان خراسان رضوی است این این روستا در دهستان پایین ولایت قرار دارد و بر اساس سرشماری سال 1395 جمعیت آن 2516 نفر (788 خانوار) با 1284 مرد و 1232 زن است. روستای مغان 2 کلیومتر با شهر کاشمر فاصله دارد و در سمت غرب شهر واقع است واز طرف جنوب غربی به روستای ممرآباد و از طرف شمال به جاده کاشمر-بردسکن منتهی می شود و در ناحیه آب وهوای گرم وخشک در حاشیه کویر واقع است. واژه کاوی واژه مغان در لغت نامه دهخدا اینگونه تعریف شده است «مغان . [ م ُ ] (اِ) ج ِ مغ. رجوع به مغ شود. || مغان در اصل قبیله ای از قوم ماد بودند که مقام روحانیت منحصراً به آنان تعلق داشت . آنگاه که آیین زرتشت بر نواحی غرب و جنوب ایران یعنی ماد و پارس مستولی شد مغان پیشوایان دیانت جدید شدند. در کتاب اوستا نام طبقه ٔ روحانی را به همان عنوان قدیمی که داشته اند یعنی آترون می بینیم اما در عهد اشکانیان و ساسانیان معمولاً این طایفه رامغان می خوانده اند.» با توجه به اینکه در روزگاری آیین زرتشتی در ترشیز کهن رونق داشته و اکنون هم آثار آن مانند قلعه آتشگاه در حدود 8 کیلومتری شمال غرب روستا  باقی مانده است و با توجه به معنی واژه مغان که در بالا ذکر شد، می توان این گمانه را زد که این روستا روزگاری محل روحانیان و پیشوایان آیین زرتشت در ترشیز کهن بوده است و از همین رو این نام را برای آن برگزیده اند هر چند این فقط در حد یک فرضیه است. پیشینه سند دقیقی در خصوص قدمت روستای مغان وجود ندارد ولی بافت کوچه باغ ها و معماری خانه باغ های این روستا نشان از قدمت بالای این روستا می دهد. همچنین در بعضی از کتب تاریخی روایاتی در خصوص اقامت شاه عباس صفوی در حدود قرن دهم هجری قمری در روستای مغان دیده می شود. که این امر نشان دهنده آن است که لاقل در 400 سال پیش روستا از رونق و آبادی فراوانی برخوردار بوده است. اردو شاه عباس در روستای مغان در حوالی سال 992 قمری زمانی که شاه عباس صفوی هنوز ده- دوازده ساله بیشتر نداشت به عنوان حاکم خراسان بزرگ گماشته شده بود و در هرات امروزی اقامت داشت. شاه عباس به دلیل اینکه سنش کم بود زمام حکومت داری خراسان را به علیقلی خان یکی از خوانین طایفه شاملو واگذار کرده که این موضوع باعث ناراحتی سایر خوانین و طوایف علی الخصوص مرشد قلی خان از طایفه استاجلو شده بود کشمکش ها ادامه داشت و در غرب خراسان آن روزها قدرت و نفوذ مرشد قلی خان روز به روز افزایش پیدا می کرد از همین رو علیقلی خان وزیر و در واقع همه کاره شاه عباس، تصمیم گرفت به مقابله با مرشد قلی خان برخیزد از همین رو سپاهی آماده کرد و به سمت غرب خراسان یعنی نواحی ...